نیل هاربیسون (Neil Harbisson)
او هنرمندی است که با بیماری کوررنگی کامل به دنیا آمد. یک آنتن سایبورگی در جمجمهاش کاشته شده که رنگها را به فرکانس صوتی تبدیل میکند. او در واقع رنگها را «میشنود». این دستگاه دائماً به مغزش متصل است و حتی به او امکان میدهد رنگهایی خارج از طیف انسانی مثل مادون قرمز و فرابنفش را هم درک کند.
کوین وارویک (Kevin Warwick)
پروفسور مهندسی سایبرنتیک در دانشگاه ریدینگ. او چند ایمپلنت الکترونیکی در سیستم عصبی خود قرار داد. در یکی از آزمایشها توانست با سیگنالهای عصبی دست رباتیک را کنترل کند و حتی سیگنالهای عصبی بین خودش و همسرش منتقل شد. او از اولین افرادی است که عمداً خود را به یک آزمایش سایبورگ تبدیل کرد.
جس سالیوان (Jesse Sullivan)
یک مرد آمریکایی که دست خود را از دست داده بود. او از بازوی بیونیک متصل به اعصاب استفاده میکند. این بازو به سیستم عصبی او وصل است، بنابراین میتواند با فکر آن را حرکت دهد و حتی حس لمس محدودی دریافت کند.
افراد دارای ایمپلنت حلزون گوش (Cochlear Implant)
صدها هزار نفر در جهان از این دستگاه استفاده میکنند. این ایمپلنت مستقیماً عصب شنوایی را تحریک میکند و به افراد ناشنوا امکان درک صدا میدهد. از دیدگاه علمی، این افراد نوعی سایبورگ پزشکی محسوب میشوند.
افراد دارای ضربانساز قلب (Pacemaker)
میلیونها نفر دستگاهی در بدن خود دارند که ریتم قلب را با سیگنالهای الکتریکی کنترل میکند. این یکی از رایجترین نمونههای ادغام ماشین با بدن انسان است.
ناتان کوپلند (Nathan Copeland)
او بعد از آسیب نخاعی فلج شد. با ایمپلنت مغزی و بازوی رباتیک توانست اشیاء را با فکر حرکت دهد و حتی از طریق تحریک مغز، حس لمس مصنوعی را تجربه کند.





یک پاسخ
یعنی قراره ۱۰ سال دیگه تعداد این افراد چند نفر بشه؟
دنیای سایبورگها
انگار وارد فیلمهای تخیلی داریم میشیم.